خواب دیدم از کنار باغی رد شدم که پر از درختهای انگور بود و وسط باغ یک خونه ی ویلایی بود . آقای پیری توی باغ بود, از انگور ها چید و به ما داد خیلی لذت بخش بود ...
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت
18:2 |
خواب دیدم
کنار یک دریاچه ماهی می گرفتم . خیلی خوشگل بودند . هر بار که قلاب می انداختم یک
ماهی می گرفتم...
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386 و ساعت
12:9 |
خواب خانم ضيايي دبير رياضيمو ديدم. چند ساله نديدمش اميدوارم فرصت پيش بياد البته پيش بيارم كه ببينمش.
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در دوشنبه چهارم تیر 1386 و ساعت
0:28 |
خواب ديدم سمانه زرتشتي بود حالا مسلمون شده بود بهش كه گفتم گفت: اتفاقا خودم هم خواب ديدم رفتم مكه!
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت
23:28 |
خواب ديدم با همه دوستاي دبيرستانم تو يك مهمونيم. دلم براي همشون تنگيده!
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386 و ساعت
23:25 |
اون وقتا كه آرامش بيشتري داشتم خوابهاي قشنگ زياد مي ديدم ولي حالا...
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت
20:44 |
خواب عجيبي ديدم اميدوارم تعبيير نشه ، پل خواجو از سيل خراب شده بود و من كلي گريه كردم.
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در جمعه هجدهم خرداد 1386 و ساعت
20:42 |
اين خواب آخري هم مثل بقيه خوابها تعبير شد اميدوارم فقط خوابهاي خوب تعبيربشن..
فقط بديش دوريه دوري دوري.....
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
23:48 |
خواب دیدم یه جا قبول شدم و عموم سه تا کادو برام آورده خدا کنه تعبیرش استخدام شرکت نفت باشه!
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 و ساعت
20:45 |
چند شبیه خواب جنگ میبینم شانس که نداریم امریکا هم میدونه ما امتحان داریم گذاشته ما خوب رنج بکشیم بعد حمله کنه!
+ نوشته شده توسط زهره کهکشانی نژاد در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت
9:52 |